چکیده :

پس از فروپاشي کمونيسم و رويکرد جديد غرب در حمايت از نظام سرمايه¬داري، دوره جديدي از رشد اقتصادي در جهان پديدار گشت که منجر به حمايت بيشتر از رويکرد اومانيستي به جهان هستي شد. حمايت از نظام¬هاي داراي اقتصاد آزاد در يک فضاي جهاني که در آن مانعي در مسير تجارت کشورها باهم وجود نداشته باشد، در دستور کار کشورهاي غربي قرار گرفت و تحت عنوان جهاني¬شدن به گفتمان غالب توسعه بين¬الملل تبديل شد. جهاني¬شدن که ابتدا با انگيزه¬هاي اقتصادي مطرح شد، به سرعت ساير حوزه¬هاي اجتماعي، فرهنگي و بين¬المللي را تحت تأثير خود قرارداد و چالش گسترده¬اي را فراروي جوامع و به ويژه فرهنگ¬هاي ريشه¬دار قرارداد. فرهنگ ديني نيز بعنوان يکي از زيربناهاي مهم فرهنگي در جهان و به¬ويژه خاورميانه، از اين قاعده مستثني نبود. اين مقاله در نظر دارد پس از تبيين مفهوم جهاني¬شدن و واکاوي آن از منظر فرهنگ ديني، نگاهي گذرا بر سياست مهمترين کشورهاي خاورميانه در برابر جهاني شدن داشته و نقش اين کشورها و بويژه ايران را در مقاومت در برابر ناملايمات آن و الگوسازي پيشرفت در تمدن اسلامي واشکافي نمايد. نتيجه آنکه مهمترين گام در اين الگوسازي، صيانت از فرهنگ اصيل اسلامي با تمرکز بر يک رويکرد صحيح مديريت فرهنگي است که بتواند در برابر جهاني شدن الگوي غربي آميخته با رويکرد اومانيستي، به جايگاه واقعي خود در جهان دست يابد.

کلید واژگان :

جهاني شدن، دين، فرهنگ، الگوي پيشرفت، مديريت فرهنگي



ارزش ریالی : 100000 ریال
دریافت مقاله
با پرداخت الکترونیک