تاریخگرایی نو به عنوان رویکردی که به ادبیات و تاریخ از منظری نو نگریسته و به رابطۀ متقابل تاریخ و ادبیات توجّه میکند تاکنون مورد استقبال گستردهای قرار گرفتهاست، هرچند این استقبال با ابهامات و گاه کجفهمیهایی نسبت به اصول این رویکرد نیز همراه بودهاست. از زمان پیدایش این رویکرد در دهۀ هشتاد میلادی تا به امروز برداشتهای گوناگون و گاه متناقضی از این رویکرد عرضه شده و به نوعی میتوان گفت هرکسی از ظنّ خود یار این رویکرد شدهاست. بخشی از این برداشتهای متناقض به ماهیّت چارچوبگریز این رویکرد و خلاصه نشدن آن در قالب یک روش و اسلوب علمی مشخّص برمیگردد. مشکلات یاد شده که از ماهیّت این رویکرد ناشی میشود به علاوۀ کمبود منابع نظری فارسی، شناخت درست این رویکرد را در کشور ما با دشواری دو چندانی روبهرو ساختهاست. با وجود گذشت سه دهه از پیدایش این رویکرد، تنها چند سال است که در ایران شاهد پژوهشهای جدّی در این حوزه هستیم. نگاهی به این پژوهشها، که غالباً کاربردی هستند، ضعفهایی جدّی را آشکار میسازد که از عدم درک صحیح رویکرد ناشی شده است. نوشتار پیشرو ضمن بررسی این ضعفها، به ارائۀ راهکارهایی در جهت شناخت دقیقتر این رویکرد میپردازد.
کلید واژگان :تاریخ گرایی نو، نقد ادبی
ارزش ریالی : 1200000 ریال
با پرداخت الکترونیک