نقش سیاست¬های یارانه¬ای دولت در جهت تقویت بخش اقتصادی هنر انکارناپذیر است. از جمله ویژگی¬های اقتصادی این سیاست-گذاری¬ها در قالب قوانین می¬تواند کارآمدی و عقلانی بودن آن¬ها باشد. در این پژوهش برآنیم تا ازمنظر تحلیل اقتصادی حقوق یا حقوق اقتصادی به عنوان گرایشی میان¬رشته¬ای، به بررسی نقش حمایتی دولت از طریق سیاست¬های یارانه¬ای در ساز¬و¬کارهای فرهنگی و هنری بپردازیم. از این رو آن بخش از سیاست¬های یارانه¬ای قانونمند دولت در عرصه¬ی فرهنگ و هنر، استاندارد و مطلوب است که ضمن کنترل هزینه تولید، توزیع و مصرف، ازکارآمدی لازم برخوردار بوده و موجب افزایش رفاه اجتماعی نیز گردد. لذا با در نظرگرفتن تأثیر به سزایی که دخالت دولت در اقتصاد فرهنگ و هنر، با توجه به ویژگی¬های خاص خود در پیشبرد فرآیند توسعه¬ی همه جانبه دارد، به نظر می¬رسد دولت با فاصله گرفتن از روش حمایت¬های مالی مستقیم و با پرداختن به اعطا و گسترش معافیت¬های مالیاتی قاعده¬مند، نقش کارآمدتری را در عرصه¬ی اقتصاد هنر ایفا خواهد کرد. تحلیل ارائه شده در این مقاله بر اساس روش تحلیلی-توصیفی و مبتنی بر تحلیل هزینه - فایده خواهد بود.
کلید واژگان :تحلیل حقوقی- اقتصادی، اقتصاد هنر، سیاست یارانه¬ای، قانون کارآمد، تحلیل هزینه- فایده.
ارزش ریالی : 300000 ریال
با پرداخت الکترونیک