چکیده :

شواهد زيادي وجود دارد که با گذشت زمان، مرزهاي سياسي بخش عظيمي از کارکردشان را به عنوان مانع از دست داده و تعاملات و همکاريهاي ميان مرزي به طور روزافزون از اهميت بيشتري برخوردار مي شوند. در اين حالت مرز به عنوان منطقه ي تماس به فضايي کارکردي براي تبادلات و تعاملات اقتصادي- اجتماعی فرامرزي تبديل مي شود و اثرات مثبت خود را در مناطق و شهرهاي مجاور بر جای می گذارد. لذا اين تحقيق با هدف تحليل رابطه تحول کارکرد مرز با ارتقاي وضعیت پيراموني شهرهاي مرزي بانه و سقز شکل گرفته است. بررسی این رابطه با استفاده از روش های کمی- پیمایشی و از دیدگاه دو گروه شامل فعالان تجارت میان مرزی و خبرگان و مسئولان محلی انجام شده است. لازم به ذکر است که برای وارد کردن بُعد زمان در مطالعه، در مرحله گردآوری اطلاعات میدانی براساس طرح پانل واپس نگر اقدام شد. براساس یافته های توصیفی تحقیق، کارکرد مرز در منطقه مورد مطالعه هم از دیدگاه فعالان تجارت میان مرزی و هم از دیدگاه خبرگان و مسئولان محلی متحول شده است. نتایج آزمون t تک نمونه ای نیز تأیید کننده همین مطلب است. در ادامه در بررسی متغیر وضعیت پیرامونی شهری یافته های تحقیق حاکی از بهبود و ارتقای شاخص های وضعیت پیرامونی شهرهای مرزی به ویژه از دیدگاه خبرگان و مسئولان محلی است. در پاسخ به سوال اصلی تحقیق و بررسی رابطه تحول کارکرد مرز با ارتقای وضعیت پیرامونی شهرهای مورد مطالعه، یافته های تحلیلی تحقیق منتج از تحلیل رگرسیون نشان می دهد که ارتباط معناداری بین تحول کارکرد مرز با ارتقای وضعیت پیرامونی شهرهای مرزی مورد مطالعه وجود دارد. به طوری که، ارتقای وضعیت پیرامونی شهرهای مرزی با تحول کارکرد مرز از دیدگاه فعالان تجارت میان مرزی و خبرگان و مسئولان محلی به ترتبب دارای 50 و 51 درصد همبستگی است. علاوه بر این با استفاده از رتبه بندی میانگین شاخصها در آزمون فریدمن مشخص شد که از میان شاخص های سازنده تحول کارکرد مرز، توسعه زیرساخت¬های ارتباطی و کاهش فاصله اجتماعی- فرهنگی با ساکنان آنسوی مرز مهمترین تأثیر را در تحول کارکرد مرز در منطقه مورد مطالعه داشته¬اند.

کلید واژگان :

مناطق مرزي، کارکرد مرزها، وضعيت پيراموني، شهرهاي مرزي، بانه، سقز.



ارزش ریالی : 600000 ریال
دریافت مقاله
با پرداخت الکترونیک