مدرنيته در غرب، محصول جستوجوي روشنگرانه در زمينههاي مختلف فكري بود. اين جستوجو از رنسانس آغاز شد و پس از اصلاحات فكري و ديني و انقلاب صنعتي، مدرنيته به عنوان محصول اين فرايند رخ نمود. رسانههاي چاپي، به عنوان ميانجي اطلاعات و آگاهيها، نقش بسزايي در پيدايش دانش، فرهنگ و بينش جديد، و بهطور كلي، شكلگيري مدرنيته ايفا كردند. در ايران، پيش از وقوع انقلاب مشروطه، مؤلفههاي سازنده مدرنيته از سوي منابع مختلف، مطرح و در انقلاب مشروطه، برخي از آنها مانند آزادي و قانون به خواست اصلي مشروطهخواهان تبديل شدند. يكي از منابعي كه در شناخت جامعه نسبت به اين مؤلفهها نقش داشت، مطبوعات بودند كه در اين مقطع از تاريخ، رسانه اصلي كشور محسوب ميشدند. از اين رو، در صدد بازخواني نحوه انعكاس مؤلفههاي مدرنيته در نشریات سالهاي 1330- 1320 ه.ق برآمدهايم. مقاله حاضر با استفاده از چارچوب مفهومي مبتني بر مفهوم مدرنيته، مطالعات نظري مبتني بر نظريههاي مدرنیته و ميانجيگري رسانهها و مدرنيته بومي، با روش تحليل محتواي كيفي، محتواي نشريه تمدن سال 1325 ه.ق را بررسي كردهاست. 12 شماره از تمدن با نمونهگيري به روش سيستماتيك انتخاب و به لحاظ متغيرهاي مؤلفههاي مدرنيته در مطلب، جهتگيري نسبت به هر يك از مؤلفهها، منابع مشروعيت ساز و دلالتهاي ضمني تحليل كيفي شدهاست. نتايج نشان ميدهد عمدتاً آرمانهاي اجتماعي انسان مدرن در اين نشريه انعكاس يافتهاست؛ جهتگيري نسبت به مؤلفهها با آنچه در غرب پذيرفته شدهاست، انطباق كامل ندارد. از منابع مذهبي و سنتهاي ايراني براي مشروعيتبخشي به استدلالها پيرامون پذيرش يا طرد مؤلفهها استفاده شده و دلالتهاي ضمني، مبين شرايط اجتماعي كشور است كه متن در آن توليد شده و هر مؤلفهاي، با توجه به ويژگيهاي اين بافت اجتماعي مورد تحليل قرار گرفتهاست.
کلید واژگان :مطبوعات، قاجار، مدرنيته، ميانجيگري رسانهها، مدرنيته بومي.
ارزش ریالی : 600000 ریال
با پرداخت الکترونیک