مسئله و راه حل: مسئله این مقاله این است که با فرض وجود ارتباط میان دو حوزه فرهنگ و تربیت و نیز با فرض ضرورت ایجاد اصلاحات اساسی در فرهنگ عمومی و نیز برنامه ریزی برای تربیت، نحوه ارتباط این دو حوزه چگونه است؟ و بر این اساس چه دستاوردهایی را –البته صرفا به عنوان مبانی- برای سیاستگذاری فرهنگی یا برنامه ریزی تربیتی به دنبال خواهد داشت؟ برای حل مسئله، مباحث این مقاله در دو محور اساسی ارائه می گردد: محور اول در قالب ارائه ده گزاره اساسی به موضوع کلی تربيت و تحولات شخصيت و رفتار آدمي می پردازد. مطابق این گزاره ها، تربیت -با گستره ای از اندیشه تا عمل- به عنوان عامل اساسی تحولِ(=رشدِ) شخصیت و -به تبع آن- اصلاح رفتار آدمی معرفی می شود. در بخش دوم، رابطة تربيت(یعنی رشد شخصيت و تحولات رفتار آدمي) با فرهنگ عمومي در قالب چهار گزاره اساسی مورد بررسی قرار می گیرد. مطابق این گزاره ها، اول این که آنچه فرهنگ عمومی نامیده می شود در قالب رفتارهاي انساني قابل بررسی و فهم است و اصلاح آن عبارت است از اصلاح رفتارها، دو دیگر این که با توجه به ماهیت آن، این اصلاح از طریق برنامه ریزی نظام فرهنگی یا به اصطلاح مهندسی فرهنگ ممکن نیست بلکه اين، تنها، تربيت است كه از طریق رشد شخصیت موجب اصلاح رفتار و نتیجتا تغییر نافع در مولفههای فرهنگ عمومی(=اصلاح آن) ميشود. و در نهایت با توجه به این که اندیشه تربیتی، مقدمات و تمهیدات لازم برای عمل تربیتی یعنی تحول شخصیت را فراهم می آورد بنابراین ميتوان منطقا انديشة تربیتي –چونان مقدمه عمل تربيتي- را بر فرهنگ عمومی مؤثر دانست و این دستاورد مقاله حاضر در زمینه سیاستگذاری فرهنگی است.
کلید واژگان :تربیت، یادگیری، شخصیت، رشد، فرهنگ عمومی
ارزش ریالی : 350000 ریال
با پرداخت الکترونیک