چکیده :

جهاني‌شدن اقتصاد زماني تحقق پيدا مي‌كند كه حدود جغرافيايي و حاكمیت ملي در فعاليت‌هاي اقتصادي از قبيل تجارت، سرمايه‌گذاري و توليد كمترين نقش را داشته باشد. جهاني‌شدن اقتصاد شرايطي را شكل مي‌دهد كه در آن هر يك از كشورهاي جهان با توجه به پارامترهاي قدرتي و جايگاه اقتصادي خود در كل اين مجموعه نقش‌آفريني خواهند كرد. افزايش رقابت در سطح اقتصاد بين‌المللي يكي از مهم‌ترين دستاوردهاي جهاني‌شدن اقتصاد است. جهاني‌شدن اقتصاد، بر وضعیت حقوق بشر و حمایت از آن تأثیر گذاشته و همزمان فرصت‌ها و چالش‌هایی را برای حمایت قانونی بین‌المللی از حقوق بشر ایجاد کرده است. استدلال اکثر صاحبنظران خوشبين به جهانيشدن براي حقوق بشر اين است که با نزديکي و اتحاد ملتهاي شمال و جنوب فاصله عقب‌ماندگي ملل جنوب کمتر شده شرايط بهتر و توسعه آنها را به دنبال مي‌آورد. بدين ترتيب مي‌توان گفت در روند جهاني‌شدن، حقوق بشر ضعيف فعلي دول جنوب مانند حق آموزش، اشتغال، بيمه، حقوق زن، حقوق کودکان در کل به دنبال اين تحول بهبود يافته و وضع اقتصادي، اجتماعي و سياسي آنها ارتقاء خواهد يافت و همچنين دول شمال به دليل مبادلات بيشتر حقوق بشر مطلوب فعلي آنها نيز مطلوب‌تر خواهد شد. از آثار منفی جهانی‌شدن بر حقوق بشر عبارت است از: تسلط فرهنگ غرب و حذف خرده فرهنگ‌ها باعث لطمه خوردن به حق آزادي عقيده، بيان و مذهب خواهد شد، جهاني‌شدن سلطه عميق‌تر شمال بر منافع و درآمدهاي جنوب را به دنبال خواهد آورد و... . اما به هر حال همانند بسياري از پديده‌هاي ديگر مثل جهاني‌شدن نمي‌توان مطلق فکر کرد و هر پديده‌اي هم می‌تواند جنبه مثبت و هم منفي داشته باشد و بايستي در مواجهه با هر پديده‌اي مطابق عقل و خرد آنچه مفيد است را جذب و مضرات آن را دفع نمود اما در نهایت جهانی‌شدن اقتصاد زاده فلسفه‌ای است که بر اساس آن باید اجازه داد بازار شکوفا شود و در عین حال نقش دولت‌ها باید صرفاً به حمایت از این شکوفایی محدود شود هرگونه ثمراتی که جهانی‌شدن در جهت حمایت از حقوق بشر در برداشته باشد تصادفی و شکننده خواهد بود. بنایراین خطرات جهانی‌شدن اقتصاد برای حقوق بشر می‌تواند بر این ثمرات تصادفی بچربد. روش مورد استفاده در این تحقیق تحلیلی- توصیفی است.

کلید واژگان :

جهانی‌شدن، اقتصاد، حقوق بشر، قانون اساسی، دولت



ارزش ریالی : 300000 ریال
دریافت مقاله
با پرداخت الکترونیک