چکیده :

مدیریت کیفیت جامع و یادگیری سازمانی به عنوان شیوه های مدیریتی شناخته شده اند که می توانند نوآوری سازمانی را ارتقاء ببخشند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی یادگیری سازمانی در ارتباط بین مدیریت کیفیت جامع و نوآوری سازمانی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را شرکت های کوچک و متوسط شهرک صنعتی مبارکه تشکیل می دادند. روش نمونه گیری به روش تصادفی ساده بوده است و برای تعیین حجم نمونه توسط نرم افزار Sample Power، 150 شرکت تعیین گردید. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. روایی پرسشنامه ها با بهره گیری از روایی محتوایی و روایی سازه تأیید شد و پایایی آن ها با روش آلفای بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها، از مدل یابی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار SMART-PLS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت کیفیت جامع بر نوآوری و یادگیری سازمانی تأثیر مستقیم و معناداری دارد. همچنین یافته ها نشان داد که تأثیر یادگیری سازمانی بر نوآوری سازمانی مثبت و معنادار می باشد. علاوه بر این، یافته ها حاکی از آن است که مدیریت کیفیت جامع بر نوآوری سازمانی از طریق متغیر میانجی یادگیری سازمانی تأثیرگذار است. با توجه به نتایج بدست آمده، مدیریت کیفیت جامع و یادگیری سازمانی می توانند در جهت ایجاد و بهبود نوآوری در شرکت های کوچک و متوسط موثر واقع شوند.

کلید واژگان :

مدیریت کیفیت جامع، یادگیری سازمانی، نوآوری سازمانی و شرکت های کوچک و متوسط.



ارزش ریالی : 100000 ریال
دریافت مقاله
با پرداخت الکترونیک