چکیده :

مهم ترین نظريه¬هايي كه از سال هاي دهه¬ي 1990 مورد بحث قرار گرفته، نظريه يادگيري سازمانی وکارآفرینی سازمانی است. سازمان هاي يادگيرنده و کارآفرین، پديده¬اي هستند كه با شروع دهه 90 ميلادي مطرح شدند. علت پديدار شدن چنين سازمان هايي، شرايط، نظريه¬ها و تغيير و تحول در محيط¬هاي سازماني قبل از دهه مذكور بوده است، به گونه¬اي كه تمام سازمان ها تلاش گسترده¬اي را براي بقاي خود آغاز كرده بودند و براي آنكه بتوانند خود را در محيط پرتلاطم اطراف خود حفظ كنند مي¬بايست از قالبهاي غيرپويا خارج کنند، ابزارهای لازم برای پویایی، تبديل شدن سازمان ها به سازمان هاي يادگيرنده و کارآفرین است. به کارگیری این دو متغیر و درنظرگرفتن آنها نقش بسزایی در استحكام و بقاي سازمان خواهد داشت. بخش عمده¬اي از كارهايي كه هم اكنون در سازمان ها براي بهبود بهره¬وري و بهتر كردن كيفيت زندگي كاري انجام مي¬گيرد، متوجه اين امر است، كه راه را براي بکارگیری یادگیری و کارآفرینی سازمانی هموار سازد. این پژوهش با هدف مطالعه تاثیر یادگیری بر کارآفرینی سازمانی و همچنین بررسی وضعیت موجود یادگیری و کارآفرینی در سطح سازمان های استان مازندران صورت گرفته است. اطلاعات مورد نیاز این پژوهش از طریق تهیه و توزیع پرسشنامه که پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ (0.84) تائید شده، گردآوری شده است. در مرحله بعد شاخص های یادگیری و کارآفرینی سازمانی در قالب پرسشنامه بین 116 نفر از مدیران توزیع گردیده و سپس تجزیه و تحلیل داده¬ها با استفاده از نرم¬افزارهای خاص انجام گرفت و از آزمون های آماری نظیر ضریب همبستگی، مقایسه میانگین و رگرسیون بهره گرفته شد. نتیجه تحلیل میانگین نشان می¬دهد که میزان یادگیری و کارآفرینی سازمانی در سازمان های استان مازندران در حد متوسط می¬باشد و نتایج ضریب همبستگی نشان می¬دهد که بین یادگیری سازمانی و کارآفرینی سازمانی ارتباط مثبت و معنــاداری وجود دارد. نتایج دیگر آزمون نشـــان داد که شاخص توسعه شایستگی کارکنان بیشترین تاثیر را بر روی کارآفرینی سازمانی دارا می¬باشند.

کلید واژگان :

یادگیری سازمانی، کارآفرینی سازمانی، سازمان یادگیرنده .



ارزش ریالی : 300000 ریال
دریافت مقاله
با پرداخت الکترونیک