چکیده :

سکونت¬گاه¬های غیررسمی شهرها به دليل بافت سنتي، فرسودگي واحدهاي مسكوني، عدم سهولت دسترسي، ضعف زيرساخت‌ها، مشكلات زيست محيطي و ... مسير ركود و عقب ماندگي را طي مي‌كنند. براي رفع مشكلات این¬گونه بافت¬ها در زمينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و كالبدي طرح‌هايي در قالب مرمت، بازسازي، نوسازي، احياء و بهسازي در كشورهاي مختلف تهيه و اجرا شده است. شيوه برخورد با اين بافت‌ها متأثر از ديدگاه‌هاي فلسفي در شهرسازي متفاوت بوده است. در سال‌هاي شروع انقلاب صنعتي تا سال 1960 بافت تاريخي شهرها مورد بي توجهي برنامه‌ريزان شهري قرار گرفت و برنامه‌ريزان عمدتاً به ايجاد شهرهاي جديد روي آوردند. در اين دوران دخالت‌ها در اكثر مواقع كالبدي، مقطعي و بدون در نظر گرفتن شرايط اجتماعي ـ اقتصادي شهر، بافت و محله انجام گرفته است. در دهه 1960، احياء بافت تاريخي شهرها و اعيان‌سازي به همراه حفظ و احياء شهر قديمي و ساخت شهرهاي جديد شبيه به شهرهاي قديمي با تأكيد بر هنجارها و ارزش‌هاي اجتماعي مورد توجه قرار گرفت. در اين دوران طرح‌هاي بهسازي، نوسازي، احياء محلات مسكوني بافت‌هاي تاريخي براساس مطالعات اقتصادي، اجتماعي و كالبدي با بهره‌گري ازنظريات و الگوهاي مختلف تهيه شد. كه در اين مقاله مروري بر الگوها و تكنيك‌هاي1 مختلف مرمت2 بافت تاريخي3 شهرها شده است.

کلید واژگان :

سکونتگاه غیررسمی، برنامه‌ريزي، تئوري، تكنيك، مدیریت بحران، تبریز



ارزش ریالی : 300000 ریال
دریافت مقاله
با پرداخت الکترونیک