چکیده :

استراتژی‌های ملی تولید به عنوان ابزارهای سیاستی حیاتی برای کشورهای در حال توسعه‌ای که به دنبال افزایش رقابت‌پذیری صنعتی و قابلیت‌های فناوری خود هستند، ظهور کرده‌اند. این مطالعه بررسی می‌کند که چگونه ابتکاراتی مانند «ساخت چین ۲۰۲۵» بر توسعه برنامه‌های درسی مهندسی صنایع و مهارت‌های نیروی کار با تمرکز ویژه بر همسویی بین نتایج آموزشی و اهداف تولید ملی تأثیر می‌گذارد. این تحقیق از طریق تجزیه و تحلیل جامع سیاست‌های تولید جهانی از جمله صنعت ۴.۰ آلمان، جامعه ۵.۰ ژاپن و استراتژی‌های ملی مختلف، تحولات قابل توجهی را در الگوهای آموزشی ناشی از پیشرفت فناوری و تقاضاهای نوآوری نشان می‌دهد. این مطالعه نشان می‌دهد که استراتژی‌های ملی تولید، فشار قابل توجهی بر مؤسسات آموزشی برای اصلاح برنامه‌های درسی، ادغام فناوری‌های پیشرفته و توسعه چارچوب‌های یادگیری مبتنی بر شایستگی که با نیازهای صنعت همسو هستند، وارد می‌کنند. یافته‌های کلیدی نشان می‌دهد که همسویی موفقیت‌آمیز نیازمند همکاری سیستماتیک بین دانشگاه و صنعت، بازنگری مداوم برنامه درسی بر اساس روندهای فناوری نوظهور و توسعه مهارت‌ها در تجزیه و تحلیل داده‌ها و تعامل انسان و ماشین است. این تحقیق همچنین چالش‌های پیش روی کشورهای در حال توسعه در اجرای این اصلاحات آموزشی، از جمله محدودیت‌های منابع، محدودیت‌های زیرساختی و نیاز به توسعه اعضای هیئت علمی را برجسته می‌کند. نتایج نشان می‌دهد کشورهایی که استراتژی‌های جامع تولید ملی را اتخاذ می‌کنند، در صورت پشتیبانی از بودجه کافی، هماهنگی سیاست‌ها و همکاری‌های بین‌المللی، تحول آموزشی مؤثرتری را تجربه می‌کنند. این مطالعه به درک چگونگی تأثیر سیاست‌های صنعتی ملی بر نوآوری آموزشی کمک می‌کند و بینش‌هایی را برای کشورهای در حال توسعه که به دنبال افزایش قابلیت‌های تولیدی خود از طریق همسویی استراتژیک آموزشی هستند، ارائه می‌دهد.

کلید واژگان :

استراتژی تولید، آموزش مهندسی صنایع، همسوسازی برنامه درسی، توسعه نیروی کار، یکپارچه‌سازی فناوری



ارزش ریالی : 500000 ریال
دریافت مقاله
با پرداخت الکترونیک